در صورت مشاهده ی این پیام سایت شما توسط وی سی پنل با موفقیت ایجاد شده برای تغییر این متن از کنترل پنل تنظیمات سایت را انتخاب کنید با تشکر مدیریت پارسی کیوت
و حکایت آن گونه آغاز میشود که در گذر آرام لحظه ها وجود بیقراری قطره قطره ذوب می شود و در جام هستی فرو می ریزد . ناخواسته سفری آغاز میشود ، بی علت دل به سویی به پرواز در می آید و در جایی در عمق غربت فرود می آید و ارامش می یابد. حادثه ای تلخ که حتی تصورش ناممکن می نماید به وقوع بپیوندد و شعر سفر جاودانه می شود . غریبه ای ناَنا با دل و جانی آزرده آشنا می گردد ، شیشه عمر اندوه با گرمی آبی نگاهی ذوب می شود و مجنونی آواره بیابانهای آهن و آسمانخراش می گردد تا در جایی در عمق دریای آبی عشق به ارامشی ابدی دست یابد. قسمتی از کتاب رمان الهه شرقی نوشته رویا خسرو نجدی